شیرین زبونیهای وروجک خونه ی ما20 آذرماه 91
به ثنا میگم سوره ی حمد رو بخون.ثمین فورا اومده و میگه:"منم بلدم،منم بلدم" میگم بخون .میگه"بسم له رحمان رحیم قل هو اله احد...." تازه از بیرون اومدیم .دارم لباسمو عوض میکنم اومده با یه ناز و عشوه ای بهم میگه :"خدا به همراهت" هروقت به ثنا میخایم دیکته بگیم ،ثمین هم فورا دفتر و قلم میاره و میگه:"آجی ثنا بنویس بابا آب داد" عصر از خواب بیدار شده ،براش شیر و بیسکوئیت اوردم.میخوره و هی میگه:"هوووووم به به چقدر خوشمزه ست" از روضه برگشتیم.اومده تو اتاق دنبالم و میپرسه:"مامان فردا هم میریم روضه؟!" هر چی بهش میدم بخوره ،فورا دستش رو درازمیکنه و میگه :"برا آجی ثنا هم بده"بعد هم اول میره به آجی میده و بعد خودش میخوره. هر تاکسی که میبینه میگه:"...










